پایِ رفتن
اینجا
نقطه ی صفر احساس است
در واپسین ثانیه ها
و تو چه می دانی
یه جرعه مرگ را نوشیدن
تا کدامین پنجره
پر پروازم می دهد ...
شانه های مرا
دیگر تاب تحمل بار سنگین پیکر بی جان مهرتان
نیست ...
سفری شبانه ام
شاید !
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۵:۳ ب.ظ توسط بهار
|
از همين جا شروع كردم.