اگه باشی

 

من یه کویر بودم تنهاوخشکو خاکی

عمری بودم دنبال همسفر پاکی

یه زمین سرد و خالی جدا از هرچی آدم

یه خاک دور افتاده که فقط داشت دنیایی غم

غافل از اینکه تو رسیدی

دلو یه روز با خودت بردی

واسه داشتنت حالا ما رو به رسوایی اما کشوندی

اگه باشی....اگه باشی

اگه باشی آسمونو زیر پاهات میزارم

از اون بالا ماهو واست میارم

اگه باشی خدا واسمون کتاب عشقو شروع میکنه

اگه باشی خورشید روزی دوبار طلوع میکنه

اگه باشی تموم دنیا رنگی میشه

عشق طعم زندگی میشه

من باتو زنده میشم

دوباره زاده میشم

اگه باشی کنارم من پر اراده میشم

اگه باشی دنیا از امروز یه رنگ دیگه ست

حرفمو پس میگیرم ، نمیگم دنیا بیهودست

اگه باشی سکوتم میشکنه

صبح تا شب تورو صدا میزنه

اگه تو باشی واژه هام صدا میشن

گلایه هام ازم جدا میشن

اگه باشی.......اگه باشی

اگه باشی گل ها واسه ما آواز میخونن

تو باغچه شعر پروازمیخونن

اگه باشی تا هر جا که بگی میرم

اگه باشی من پر میگیرم

کاش میدونستی تودلم چه قصرهاساختم

واسه خوشبختیمون چه نقشه ها کشیدم

اگه باشی تموم غصه هام میرن از یاد

اگه باشی دلم هیشکی رونمیخواد

اگه باشی سراپا فریاد میشم

از عشقت هرروزمن شعله میکشم

اگه باشی بدی رنگ میبازه

دنیا به عشقمون مینازه

اگه باشی تاریخ میمونه حیرون

گریه تو جزیره میشه زندون

اگه تو باشی پیشم

میشم واست مجنون ترین مجنون

 

اگه لیلی من شی

صداقتو بهت نشون میدم

دنیا رو اینجور نبین منو تو فرق میکنیم

اگه کنارم باشی ترسی ندارم

از این پوچی هراسی ندارم

 

اگه باشی کینه میمیره

دلم باتو جون میگیره

اگه باشی اگه باشی اگه باشی

اگه باشی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

---------------------------------------------------

این شعرم خیلی قدیمیه مال یک سال و نیم پیشه اولین شعر عاشقانمه یادش به خیر

غصه نخور

شنيدم تحمل نداري بريدي

خبر اوردن ديگه ته خط رسيدي

منم بهتر از تو نيستمو گسستم

ازتو چه پنهون با اين خبرت شكستم

از خود بي خود با دستاي سردم

دفتر شعرامو پاره كردم

 

 

غصه نخور عزيزمن بالاخره

به سر مياد همين روزا فصل دوري

من كه زندم تنها فقط باخيالت

تورو ولي نميدونم چه جوري

 

چقد از شباي پرستاره

واست گفتمو اين دل پاره

ولي تو بازم گريه ميكني

رحم كن قلب من طاقت نداره

 

يادت نيست قرار بود درمون دردام بشي

ندايي واسه صداي بي صدام بشي

 

ولي حالا كم اوردي تو

داري گريه ميكني تو

ميگي باهام قهري

نه ببخشيد گفتي با فاصله ها قهري تو

توكه بالي واسه پرواز من

تو اي تنها محرم راز من

  

 

غصه نخور عزيزمن

به سر مياد همين روزا فصل دوري

اگر های من

  

اگر دنیام اینقد سیاه نبود

اون چشمای تو بی گناه نبود

اگر عاشق تو تو زندگیش

این همه بدبخت نبود

اگر گذشتن از ناز نگات

واسه ما اینقد سخت نبود

 

اگر زندگی میشد با ما یه خورده مهربون

اگر این دنیا نبود واسمون یه زندون

اگر میشد این سرنوشتو از سر نوشت

اون موقع همه چی میشد بهشت

 

 

کاش میشد یهو از خواب میپریدم میدیدم همش یه خوابه

ولی خواب نیستم این زندگی دارو سرنوشتم طنابه

که حلقه زده دور گلومو راه نفسامو بسته

منو اززمونه سیر کرده و شدم یه خسته

 

 

اگر دنیای من یک شبه رنگی میشد

چمیدونم یه رنگ قشنگی میشد

اگر این همه غصه از ذهنم پاک بشه

ولی نمیشه تا وقتی که جسمم خاک بشه

اگر تو منو رها نکرده بودی به حال خودم

به این روز نمی افتادمو این جور دیوونه نمیشدم

 

کاش میشد واسه یه بارم

شده حتی تو خواب بیایو بشینی کنارم

اشکامو از رو صورتم پاک کنیو

بگی گریه نکن من که دوستت دارم

 

اگر دلم به تو دل نمی بست

اگر قلبت قلبمو نمیشکست

اگرمن هیچ وقت تورو نمی دیدمت

اگر تحمل کردم تا اینجا غمت

 

اگر این همه غصه از ذهنم پاک بشه

ولی نمیشه تا وقتی که جسمم خاک بشه

اگر....... و هزاران اگر دیگر

 

 اگر از این زندون رها بشم

یه روزی ازش جدا بشم

 

 

 

همه چی خوب میشد خود به خود

اگر،اگرهای من تموم میشد

 

نشد که نشد

 نشد كه بشه قلبت مال من شه تا هميشه

نشد يه بار بت بگم

چه قد بي تابه دلم

 

تو قصه هام نوشته بودم مجنون به ليلا ميرسه

ولي نشد

فکر میکردم غصه هام فراموشم ميشن با يه بوسه

ولي نشد

 

 يادته ميخواستم دنيارو عاشق بكنيم

ولي نشد

مي خواستيم كه باهم غرق شقايق بكنيم

ولي نشد

نشد يه بار بيامو بت بگم چقد اين دل ديوونته

هميشه واسم اين سوال بود چرا اينقد اشك رو گونته

نشد با هم اين دنيا رو عوض كنيم

تازه حالا خودمون هم عوض شديم

نشد حتي يه بار دستاي همو بگيريم

ميخواستيم واسه درد همديگه بميريم

قرارمون اين بود گفتي من ميشم مرهم دردات

ولي نشد

منم گفتم تا آخر عمر ميشم مجنون چشمات

ولي نشد

نشد عاشقت كنم حتي واسه يه لحظه

بدون تو دنيا برام مفتشم نمي ارزه

ولي هيچ كدوم از اينا نشد خانومم

مال من كه نشد عشقت عزيزم

سهمم از عشقت بغضي بود

تو شبام ولي بازم ساختم

صدبار نه كه هزار بار

اين دلو ازنو بهت باختم

شبو روز اين چشام باروني بود

دل من ولي پيش تو زندوني بود

نميدونم چي شد،چي شد يهو رسيديم ته قصه

گفتم خدا آخه مگه ميشه عشقو اين همه غصه

...........................................................

ما از يه جنس نبوديم

قسمت هم نبوديم

واسه داشتنت به هر دري كه بگي زدم

شايد نبايد ميشد يا شايدم من بدم

ازم نخواه كه بمونم صدبار زنده شدمو باز مردم

ايشالله كه خوشبخت بشي تو رو ديگه به خدا سپردم

 

فرهادت سر كوه جون داد نرسيدي به دادش

آبروي شيرينو بردي برو ديگه ز يادش

 

حرف آخرو تو اتاقت نوشتم رو شيشه

نشد كه بشه قلبت مال من شه تا هميشه

سهم من از زندگی

 

یه دنیا غصه تو دل مهر سکوتی بر لب

دریایی که از چشات سرازیر میشه هر شب

اینه کار هرشبم میشینم کنار پنجره

یه قلم و یه کاغذوهق هق یه حنجره

که تا سحر زجه هام تا آسمون پر میگیره

ولی جسمم رو این زمین لعنتی اسیره

شب تموم شده و باز صبح شده

واسه چی من بلند شم بی خوده

به خودم میام بیدار میشم از خواب

میبینم که همه جارو گرفته آب

خب لابد بارون زده ولی شیشه که خشکه

وای خدای من اینا بارون نیس اشکه،اشکه

صبح شده ولی ببین چقد روزم سیاهه

شب حتی پیش روزگاره من کم میاره

 

خوب میدونم دیگه غم یه کوه شده تو دلت

دریغ از یه خنده که بشینه رو اون لبت

غمی که تو دلم نشسته میدونم هیچ جوری نمیره

آخرین رویام یواش یواش جلو چشمام داره میمیره

 

باز با این کاغذا میمونم تنها

باز سکوتو اشکو گریه تا انتها

 

  

یه قلم دم به دم بی وقفه تو دستم

تنها و عاجز باز گوشه ای نشستم

 کار هر روزمه نگاه به دفترمو کاغذش

باضربه ای فرود میاد واژه های من رو تنش

بیچاره کاغذای من که دیگه خستن

آخه همش از غم گفتمو هی شکستن

 

یه دنیایی از غم که یادش هردم

میکنه چهرمو غرقه در ماتم

 یه خونه که تک تک درو دیوارای اون

وقتی بش می نگرم داره از غصه نشون

یه بغض دیرینه تو سینه

سهم من از زندگی همینه

یه قصه یه کابوس به نام زندگی

رنجش واسه منو به کام زندگی

یه ترانه تو ذهنمو که از فکرم میپره و

یه سکوتی که هیچ کسی نمیفهمه دلیلشو

هیچ کسی

یه شعر ناتموم که مونده رو دستمو

دیگر برای اتمامش نایی ندارمو

 

یه بغض،یه بغض دیرینه توی سینه

سهم من از زندگی فقط همینه

 

باز با این کاغذا میمونم تنها

باز سکوتو اشکو گریه تا انتها

من که چیزی دیگه نمی خوام

 

یار مهربون نمی خوام

دیگه هم زبون نمی خوام

 آرزوهای رنگارنگ

چهره گیرا و قشنگ

نمی خوام نمی خوام

خوابای رنگی و قصه

بازی های تو مدرسه

نمی خوام نمی خوام

 

نمی خوام من حتی رویا

شدم بی خیال دنیا

نمی خوام دریا و کشتی

خستم از این همه زشتی

 

نمی خوام آهای آهای آدما

هیچی نمی خوام من از دنیای شما

 

 شبای مهتابی

چشمای زیبا و آبی

سرهر قراری بی تابی

نمی خوام نه نمی خوام

بهت میگفتم واسه دردام یه جوابی

تو یواشکی میخندیدیو میگفتی دیدی از عشقم دیگه خرابی

دیگه نمی خوام نه نمی خوام

دروغ بود همش، آخه تو یه سرابی همش عذابی

نمی خوام نه نمی خوام

 

نمی خوام چشم انتظار

چشم به راه بیدار

عاشق بی قرار

خوشی روزگار

نمی خوام یارو نگارو

همدمو غمخوارو

محرم اسرارو

مهربونو وفادارو

نمی خوام هیچی نمی خوام

  

نمی خوام آهای آهای آدما

هیچی نمی خوام از دنیای شما

به تو مدیونم

دوستان و همراهان عزیز این اولین ترانه ییه که از بنده میخونین

دوست دارم نظر شما رو هم بدونم اگه دوست داشته باشین بازم ادامه پیدا میکنه

 

با عشق تو مجنونم

به عشق تو مدیونم

در عشق تو میمونم

بی عشق تو ویرونم

از عشق تو میخونم :

 

که عشق تو تقدیرم

با عشق تو در گیرم

در عشق تو حقیرم

به عشق تو اسیرم

بی عشق تو میمیرم

 

 

در عشق تو زمینم

بی عشق تو غمگینم

بر عشق تو چنینم :

به عشق تو مسکینم

به عشق تو شیرینم

 

در عشق تو فرهادم

بر عشق تو افتادم

به عشق تو دل دادم

تا عشق تو پیادم

از عشق تو فریادم :

 

که عشق تو بر دوشم

با عشق تو می جوشم

بی عشق تو خموشم

در عشق تو مدهوشم

از عشق تو می نوشم

 

از عشق تو مسرورم

بی عشق تو رنجورم

با عشق تو مغرورم

در عشق تو معذورم

که عشقتو مجبورم

 

 

از عشق تو من مستم

بی عشق تو یه خستم

بر عشق تو پیوستم

به عشق تو دل بستم

بی عشق تو گسستم

 

 

 

چقد بگم

بر عشق تو خرابم

در عشق تو آفتابم

از عشق تو بی تابم

به عشق تو میخوابم

بی عشق تو سرابم