غصه نخور
شنيدم تحمل نداري بريدي
خبر اوردن ديگه ته خط رسيدي
منم بهتر از تو نيستمو گسستم
ازتو چه پنهون با اين خبرت شكستم
از خود بي خود با دستاي سردم
دفتر شعرامو پاره كردم
غصه نخور عزيزمن بالاخره
به سر مياد همين روزا فصل دوري
من كه زندم تنها فقط باخيالت
تورو ولي نميدونم چه جوري
چقد از شباي پرستاره
واست گفتمو اين دل پاره
ولي تو بازم گريه ميكني
رحم كن قلب من طاقت نداره
يادت نيست قرار بود درمون دردام بشي
ندايي واسه صداي بي صدام بشي
ولي حالا كم اوردي تو
داري گريه ميكني تو
ميگي باهام قهري
نه ببخشيد گفتي با فاصله ها قهري تو
توكه بالي واسه پرواز من
تو اي تنها محرم راز من
غصه نخور عزيزمن
به سر مياد همين روزا فصل دوري
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ توسط سعید
|
از همين جا شروع كردم.