کابوس بی کرانه ی تاریک و تار من !

افسوس نارسیده ها

رویای نا تمام .

دروازه های روز

گویا که بسته اند

وان حجم اینه در هم شکسته اند

آوخ ز کوچ نور

رویای بی سرور

این نقطه ی فنا ست

آغاز هر گناهست .