کابوس
کابوس بی کرانه ی تاریک و تار من !
افسوس نارسیده ها
رویای نا تمام .
دروازه های روز
گویا که بسته اند
وان حجم اینه در هم شکسته اند
آوخ ز کوچ نور
رویای بی سرور
این نقطه ی فنا ست
آغاز هر گناهست .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۷:۶ ب.ظ توسط شراره انگالی
|
از همين جا شروع كردم.