کمی ملاحظه کن بادلم بهانه ی بود

هنوز منتظرم زیر سقف های کبود

 

یکی نبود و یکی بود قصه ی تلخی ست

فرا نمی رسد انگار لحظه ی موعود

 

به جستوجوی تو در خواب خویش می گردم

ببین که عشق چه کرده است با شب نمرود

 

به خواب خویش چگونه ز یاد بگریزم

مرا به یاد تومی خواند این بهانه سرود

 

دلالت شب دلتنگی ام به بودن توست

عجب حکایت تلخی ست بودنت ونبود

 

کلاغ شکوه ی شعرم به آشیانه رسید

بیا بهار غایب من ای بهشت وجود