اتفاقي بدنيا آمدم

اتفاقي بزرگ شدم

اتفاقي عاشق 



 چه اتفاق قشنگي ست

شاعر شدنم

(۲)

روبه روی پنجره چشمانت

چادر می زنم

بی تفاوت از همه

زندگی ام را پهن می کنم

روی سنگ فرش های خیابان

 حالایقین دارم

کاری ندارم

جز دوست داشتن تو