قهرمان خسته
ای قهرمان خسته
ای مرد دلشکسته
پشت نگاهت انگار
اندوه غم نشسته
آن کودک قدیمت
قلب تورا شکسته
دل را به کودک خویش
بستی و او نبسته
ای قهرمان خسته
ای مرد دلشکسته
درپشت چشم خیست
آه دلت نشسته
آن نوگل امیدت
دل ازدل تو بسته
بادرد و رنج بسیار
قلب توراشکسته
زنجیرعشق فرزند
بهرپدر گسسته
دل رابه کودک خویش
بستی و او نبسته
ای قهرمان خسته
ای پیر دلشکسته
پشت نگاه سردت
صدها سخن نشسته...
"فرنازنورائی"۱۳۸۱
+ نوشته شده در شنبه ۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۱ ق.ظ توسط فرناز نورایی
|
از همين جا شروع كردم.